وینتیج (Vintage) یکی از جذابترین و خاطرهانگیزترین سبکها در طراحی داخلی است که با بهرهگیری از عناصر و اشیاء متعلق به دههها و دورههای گذشته، فضایی نوستالژیک و در عین حال سرزنده پدید میآورد. این سبک با تاکید بر زیباییشناسی دورانهای قدیم و ترکیب سنجیده آن با نیازها و امکانات مدرن، توانسته جایگاه ویژهای در میان طراحان داخلی و علاقهمندان به دکوراسیون پیدا کند.
در طراحی داخلی، «Vintage» یک برچسب سلیقهای یا صرفاً نوستالژیک نیست، بلکه مفهومی است با معیار زمانی، مادی و مفهومی مشخص. وینتیج به اشیاء، مبلمان و عناصر فضاییای اطلاق میشود که از نظر تاریخی به گذشتهای نسبتاً نزدیک تعلق دارند، اما هنوز در چرخهی زندگی روزمره قابل استفادهاند. در اغلب منابع معتبر حوزهی طراحی، وینتیج به آثاری گفته میشود که معمولاً بین حدود ۲۰ تا ۹۹ سال قدمت دارند؛ یعنی نه آنقدر قدیمی که صرفاً آنتیک و موزهای تلقی شوند و نه آنقدر جدید که در دستهی طراحی معاصر قرار بگیرند. این بازهی زمانی اگرچه مطلق نیست، اما در نشریات تخصصی مد و طراحی، از جمله Vogue، بهعنوان یک چارچوب پذیرفتهشده برای تمایز وینتیج به کار میرود.
تمایز اصلی وینتیج با Antique (آنتیک) در همینجاست: آنتیک معمولاً به اشیائی با قدمت بیش از ۱۰۰ سال گفته میشود که علاوه بر سن، دارای ارزش تاریخی، کمیابی و گاه ارزش کلکسیونیاند. در طراحی داخلی، آنتیکها اغلب با منطق حفاظت و نمایش وارد فضا میشوند و استفادهی روزمره از آنها محدودتر است. در مقابل، وینتیج همچنان بخشی از زیست روزمره است؛ شیئی که زندگی کرده، فرسوده شده، اما هنوز «زنده» است.
تفاوت وینتیج با Retro (رترو) اما از جنسی دیگر است. رترو نه بر اصالت تاریخی، بلکه بر بازآفرینی ظاهری گذشته تکیه دارد. یک مبل، چراغ یا یخچال رترو ممکن است کاملاً جدید باشد، اما از نظر فرم، رنگ یا زبان طراحی، دههای خاص (مثلاً 1950 یا 1970) را تداعی کند. در حالی که وینتیج با «اثر زمان» تعریف میشود—با پتینه، ساییدگی، تغییر رنگ طبیعی و رد مصرف—رترو بیشتر یک شبیهسازی آگاهانه و معاصر از گذشته است.
بنابراین اگر یک صندلی واقعاً در دههی 1960 ساخته شده باشد، وینتیج است؛ اما اگر در سال 2024 ساخته شده و فقط ظاهر دههی 1960 را تقلید کند، رترو محسوب میشود. این تمایز، بهویژه در طراحی داخلی حرفهای، تعیینکنندهی رویکرد، انتخاب متریال و حتی نحوهی چیدمان فضاست.
.

.
تاریخچه شکلگیری سبک وینتیج در طراحی داخلی
ریشههای شکلگیری سبک وینتیج در طراحی داخلی را نمیتوان به یک دورهی تاریخی واحد محدود کرد؛ بلکه این سبک حاصل واکنشی تدریجی و چندلایه به تحولات مدرنیته، صنعتیشدن و گسترش تولید انبوه است. از اوایل قرن بیستم، همزمان با دگرگونی نقش خانه در جوامع شهری، فضای داخلی دیگر صرفاً بهعنوان سرپناه تعریف نمیشد، بلکه به بستری برای بازنمایی هویت، حافظه، سلیقه و سبک زندگی بدل شد.
در همین دوره، با شکلگیری حرفهی طراحی داخلی و انتشار متونی بنیادین از چهرههایی چون Elsie de Wolfe، خانه به مثابه یک «بیانیهی فرهنگی» مطرح گردید؛ فضایی که میتوانست گذشته، حال و خواستهای فردی ساکنان را در خود بازتاب دهد. از این نقطه، نگاه به گذشته نه بهعنوان امری منسوخ، بلکه بهعنوان منبع معنا، کیفیت و زیبایی آغاز شد.
پس از جنگ جهانی دوم، این گرایش وارد مرحلهای تعیینکننده شد. دوران پساجنگ صرفاً زمان بازسازی فیزیکی شهرها و زیرساختها نبود، بلکه دورهای برای بازسازی روانی، فرهنگی و زیباییشناختی جوامع محسوب میشد. کمبود منابع، جیرهبندی و محدودیتهای اقتصادی در بسیاری از کشورها باعث شد حفظ، تعمیر و استفادهی مجدد از اشیاء و مبلمان قدیمی به یک ضرورت بدل شود. بهتدریج، این رویکرد «استفادهی مجدد بهجای جایگزینی» از یک الزام اقتصادی فراتر رفت و به نوعی ارزش زیباییشناختی تبدیل شد؛ ارزشی که بعدها در ادبیات طراحی با مفاهیمی چون «زیبایی فرسودگی دلپذیر» (pleasing decay) توصیف گردید. در این نگاه، نشانههای زمان، ساییدگی و کهنگی نه نقص، بلکه بخشی از هویت و اصالت فضا تلقی میشدند.
نمونهی شاخص این تحول را میتوان در پروژههایی نظیر The Greenbrier Resort مشاهده کرد؛ جایی که Dorothy Draper در دهههای میانی قرن بیستم، با تکیه بر زبان تزئینی غنی، رنگهای جسورانه و ارجاعات آگاهانه به سنتهای تاریخی، فضایی خلق کرد که هم ریشه در گذشته داشت و هم پاسخگوی نیازهای روحی و اجتماعی دوران پساجنگ بود. در این پروژه، وینتیج نه بهعنوان تقلیدی نوستالژیک از تاریخ، بلکه بهعنوان ابزاری برای ساختن هویت فرهنگی جدید به کار گرفته شد؛ هویتی که در آن شکوه تاریخی، سرزندگی معاصر و حس آسایش در کنار یکدیگر قرار گرفتند. این رویکرد نشان میدهد که وینتیج از همان میانهی قرن بیستم، ظرفیتی فراتر از بازنمایی صرف گذشته پیدا کرده بود.
در نیمهی دوم قرن بیستم، بهویژه در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، علاقه به سبکهای تاریخی و نوستالژیک بار دیگر اوج گرفت. در این دوران، بازخوانی دهههای ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۰ در طراحی داخلی—از مبلمان آرتدکو گرفته تا پالتهای رنگی پاستلی و فرمهای کلاسیک—نقش مهمی در شکلگیری برداشت عمومی از مفهوم وینتیج ایفا کرد. با این حال، نقطهی عطف اصلی در عمومیشدن وینتیج در فضاهای مسکونی، در اواخر قرن بیستم و با ظهور جریان Shabby Chic رقم خورد.
این رویکرد که با نام Rachel Ashwell شناخته میشود، بر زیبایی نقص، فرسودگی نجیبانه و صمیمیت خانگی تأکید داشت و وینتیج را از فضای لوکس و رسمی خارج کرده و به خانههای روزمره وارد کرد. در این چارچوب، مبلمان دستدوم، پارچههای گلدار رنگورورفته، سفیدهای گرم و پتینهی واقعی نه نشانهی فقر، بلکه نشانهی سلیقه، آگاهی زیباییشناختی و ارتباط عاطفی با فضا تلقی میشدند. کتابها و آثار منتشرشدهی Ashwell—که امروز بهعنوان منابع مکتوب معتبر در دسترس هستند—نقش مهمی در تثبیت این نگاه و ترویج وینتیج بهعنوان انتخابی آگاهانه در طراحی داخلی ایفا کردند.
از ابتدای قرن بیستویکم تاکنون، سبک وینتیج نهتنها دچار افول نشده، بلکه در دورههایی با قدرت بیشتری بازگشته است. در دهههای اخیر، چند عامل همزمان به این احیا دامن زدهاند: افزایش دغدغههای زیستمحیطی و گرایش به طراحی پایدار؛ دلزدگی از یکنواختی و بیهویتی تولید انبوه؛ و تمایل نسلهای جدید به اشیائی که حامل داستان، خاطره و هویتاند.
در این بستر، وینتیج دیگر صرفاً نگاهی به گذشته تلقی نمیشود، بلکه به رویکردی آگاهانه برای خلق فضاهایی منحصربهفرد، معنادار و ماندگار در زمان حال تبدیل شده است. امروزه طراحان داخلی با بهرهگیری سنجیده از عناصر وینتیج، در پی ایجاد تعادلی میان نیازهای معاصر و ارزشهای تاریخی هستند؛ تعادلی که نشان میدهد گذشته میتواند نه مانعی برای نوآوری، بلکه منبعی غنی برای طراحی معاصر باشد.
.

.
ویژگیهای بصری و عناصر کلیدی سبک وینتیج
سبک وینتیج در طراحی داخلی را میتوان ترکیبی هنرمندانه از قدمت و اصالت در کنار ظرافت و گرمای بصری دانست. در یک فضای وینتیج، هر المان از مبلمان گرفته تا رنگ دیوار، روایتی از گذشته به همراه دارد و در عین حال در کنار سایر اجزای فضا به صورت هماهنگ عمل میکند. در این بخش، مهمترین ویژگیهای بصری، عناصر دکوراتیو و متریالهای معمول در طراحی داخلی وینتیج را مرور میکنیم:
-
مبلمان قدیمی و آنتیک: مبلمان در سبک وینتیج اغلب یا واقعاً عتیقه و متعلق به دهههای گذشته است یا جدیدترهایی هستند که به صورت مصنوعی کهنهکاری شدهاند تا نمای قدیمی پیدا کنند. استفاده از میزها، صندلیها و کمدهای چوبی با طرحهای منبتکاریشده، دستهها و پایههای منحنیشکل و ظاهر اصطلاحاً Weathered (هوازده) بسیار رایج است. این قطعات مبلمان معمولاً جزئیات غنی و نقشوبرجسته دارند و جنس آنها از چوبهای مرغوب قدیمی مانند بلوط، گردو یا ماهون است که جلا و پتینه زمان بر رویشان مشاهده میشود. برای مثال، وجود یک بوفه آینهدار قدیمی، مبل راحتی با دستههای چوبی کندهکاریشده یا صندلی لهستانی (Bentwood) در یک چیدمان وینتیج بسیار گویاست. در سبک وینتیج، گاهی ترکیب مبلمان از دورههای مختلف نیز دیده میشود – مثلاً یک میز قهوهخوری دهه ۵۰ در کنار یک مبل ویکتوریایی – که اگر با ذوق چیده شود به فضا شخصیتی اکلتیک و در عین حال گرم میبخشد.
-
چوب و خمیدگی در طراحی: با شنیدن وینتیج، شاید اولین تصویری که به ذهن میآید مبلمان چوبی خوشرنگ و طرحهای منحنی و قوسدار است. واقعیت نیز این است که چوب، متریال قهرمان در سبک وینتیج است. از کفپوشهای پارکت چوبی گرفته تا قاب تختها و بوفهها، حضور چوب با پرداختهای کهنهنما به فضا گرما و اصالت میدهد. سطوح چوبی عموماً با لکهها یا رنگهایی با تهرنگ گرم (قهوهای، عسلی، گردویی) پرداخت شدهاند و در برخی موارد رگههای پوستهشده رنگ یا ساییدگی گوشهها عمداً حفظ میشود تا کهنگی را تداعی کند. خطوط صاف و خشک کمتر به چشم میخورد؛ در عوض، انحناهای نرم در دسته صندلیها، پایههای میزها و قاب آینهها جلوهای کلاسیک ایجاد میکند.
-
پارچهها و بافتهای غنی: یکی دیگر از عناصر کلیدی وینتیج، حضور پررنگ منسوجات کلاسیک است. پارچههای طرحدار و سنگین مانند مخمل، ساتن، کتان ضخیم و دانتل (تورهای نقشدار) بهوفور در مبلمان و پردهها به کار میروند. الگوهای گلدار ریز و درشت، طرحهای داماسک (بتهجقهدار)، راهراههای کلاسیک و طرحهای بتهای روی پردهها، کوسنها و روکش صندلیها دیده میشود. به عنوان نمونه، یک مبل راحتی با رویه مخمل گلدار یا کوسنهای توری قلاببافیشده میتوانند فوراً فضا را وینتیج کنند. پردههای بلند و آویخته با پارچههای نقشدار و آسترهای ضخیم، حس اشرافی و دراماتیکی به اتاق میدهند. همچنین استفاده از تورهای تزیینی و قلابدوزیها (مانند رانرهای قلاببافی روی میزها یا حاشیههای توری روی طبقات) از ویژگیهای دلپذیر این سبک است که ظرافتی زنانه و نوستالژی خانه مادربزرگ را تداعی میکند.
-
رنگهای ملایم و پالت نوستالژیک: در طراحی داخلی وینتیج معمولاً از یک پالت رنگی ملایم، گرم و تا حدی محو و پتینهگشته استفاده میشود. رنگهای خنثی و آرامبخش نظیر کرم، بژ، نخودی، خاکستری گرم، و همچنین رنگهای پاستلی مانند صورتی کمرنگ، آبی آسمانی مات، سبز روشن و یاسی کمرنگ بسیار پرطرفدارند. این رنگها به فضا حس کهنگی اصیل و آرامش میدهند. در کنار آنها گاه رنگهای عمیق و اشباعشده جواهری (مثل سبز زمردی، آبی درباری، زرشكی یا طلایی کدر) نیز به صورت جزئی بهکار میروند تا نقاط تاکید کلاسیک را ایجاد کنند. دیوارهای یک فضای وینتیج ممکن است با سفید گرم یا کرم نقاشی شده و سپس با قاببندی چوبی یا پتینه کاری تکمیل شوند. به طور کلی، هر رنگی که حس تُند و تازگی بیش از حد داشته باشد (مثل نئونهای مدرن) در این سبک جایی ندارد؛ رنگها باید طوری جلوه کنند که گویی با گذر زمان آرامتر و ماتتر شدهاند.
-
کاغذدیواری و دیوارپوشها: یکی از شاخصترین المانهای بصری در بسیاری از طرحهای وینتیج، کاغذدیواریهای طرحدار کلاسیک است. طرحهای گلدار ریز (الهامگرفته از باغهای روستایی)، نقوش داماسک متقارن، راهراههای پهن در دو رنگ ملایم، و یا الگوهای هندسی ساده و ظریف به سبک آرتدکو، همگی میتوانند حال و هوای قدیمی را به دیوارها بیاورند. رنگ کاغذدیواریها معمولاً در تونالیتههای کرم، نخودی، سبز روشن یا صورتی چرک است تا حس پختگی رنگ در طول زمان را منتقل کند. به جز کاغذدیواری، ممکن است از پانلهای چوبی کلاسیک (دیوارکوب یا وینسکوتینگ) در نیمه پایینی دیوار و رنگ یا کاغذ در نیمه بالایی استفاده شود که یادآور معماری داخلی اواسط قرن بیستم است. قابهای چوبی سفید یا رنگشده به صورت شبکهبندی روی دیوار نیز به القای فضای نوستالژیک کمک میکند.
-
نورپردازی و روشنایی: روشنایی در سبک وینتیج نقش مهمی در خلق اتمسفر دارد. معمولاً چراغها و لوسترهای به کار رفته خود جزئی از دکور آنتیک محسوب میشوند. لوسترهای کریستالی قدیمی یا چراغهای آویز با تزئینات برنزی و طرحهای کلاسیک، بالای فضای نشیمن یا ناهارخوری میدرخشند و نور را با گرما و جلوهای پرزرقوبرق پخش میکنند. آباژورهای رومیزی با شیدهای پارچهای چیندار یا طرحدار، دیوارکوبهای برنجی با حبابهای طرح قدیمی، و لامپهای ایستاده با کلاهک بزرگ نیز از اجزای رایجاند. نور این چراغها معمولاً زرد ملایم است تا حس صمیمت و آرامش فضا را تشدید کند. یک چلچراغ آنتیک با کریستالهای تراشدار میتواند بهعنوان نقطه کانونی اتاق وینتیج عمل کند، در حالی که شمعدانهای دیواری با طرحهای برگآکانتوس یا کلاسیک در راهروها یا کنار آینهها، سایهروشنی رمانتیک ایجاد میکنند.
-
اکسسوریها و جزئیات تزئینی: تکمیلکننده یک دکوراسیون وینتیج، جزئیات ریزی است که در هر گوشه به چشم میخورد و گویی از دل تاریخ گردآوری شده است. آیتمهایی نظیر ساعتهای پاندولی آنتیک، آینههای قدیمی با قابهای منبت یا پتینهشده، شمعدانهای برنجی یا برنزی، قابعکسهای سیاهوسفید خانوادگی با قابهای کلاسیک، کتابهای جلدچرمی قدیمی، رادیو یا گرامافونهای دهه ۵۰، چمدانهای کهنه چرمی و حتی عروسکها یا مجسمههای قدیمی همگی میتوانند به فضا هویت وینتیج بدهند. مجموعه این اشیاء باید با دقت و سلیقه چیده شود تا در عین ایجاد غنای بصری، فضای اتاق را شلوغ و درهم نشان ندهند. معمولاً طراحان داخلی توصیه میکنند که برای داشتن یک دکور موفق وینتیج، چند قطعه شاخص آنتیک (مثل یک میز کنسول قدیمی یا یک فرش دستباف عتیقه) را بهعنوان محور چیدمان انتخاب کنید و سایر وسایل را به صورت متعادل در کنار آنها قرار دهید. لازم به ذکر است در طراحی وینتیج، زیادهروی میتواند نتیجه معکوس دهد؛ هدف ایجاد حسی طبیعی است که انگار خانه طی سالها و به تدریج با این اشیاء پر شده است، نه اینکه همه را یکباره از عتیقهفروشی خریده باشند.
.

فضای نشیمن به سبک وینتیج. در این چیدمان نمونه، حضور مبلمان کلاسیک با پارچههای طرحدار، کاغذدیواری با نقش گلدار و لوستر کریستالی، فضایی آنتیک و در عین حال دنج پدید آورده است. رنگهای به کار رفته شامل کرم و سبز ملایم هستند که حس آرامشبخش و نوستالژیک ایجاد میکنند. وجود اکسسوریهایی چون ساعت رومیزی آنتیک و قابعکس قدیمی بر روی شومینه نیز بر اصالت و هویت تاریخی فضا تاکید دارد.
.
-
مواد و متریالهای طبیعی: متریالهایی که در سبک وینتیج استفاده میشوند، عموماً آنهایی هستند که در گذشته متداول بودهاند و دوام و اصالت خود را نشان دادهاند. بهعنوان مثال، چوب طبیعی (در مبلمان، کف و جزئیات معماری) حرف اول را میزند. همچنین سنگهای طبیعی نظیر مرمر در سطوح میز یا شومینه، فلزات آهنی و برنجی با کمی زنگار یا پتینه (در دستگیرهها، تزئینات یا پایههای مبلمان)، و پارچههای الیاف طبیعی (کتان، پنبه، پشم) به وفور دیده میشوند. این مواد کمک میکنند فضا حس ارگانیک و ماندگار داشته باشد، گویی از دوران قبل از رواج پلاستیک و مواد مصنوعی میآید. برای مثال، استفاده از شیرآلات برنجی کلاسیک در آشپزخانه یا سرویس بهداشتی، کفپوشهای کاشیکاری شده طرح قدیم یا موزاییکهای سیمانی در ورودی، و سطوح سنگی صیقلی (مانند روی کنسول یا طاقچهها) بر احساس تاریخی فضا میافزایند. حتی جزئیاتی مثل یراقآلات درب و پنجره (لولاها، قفلها) اگر به سبک قدیمی و از جنس برنج یا آهن فرمدادهشده باشند، جزئی از طراحی وینتیج قلمداد میشوند. به طور خلاصه، مواد تشکیلدهنده فضای وینتیج هرچه طبیعیتر و کهنهتر باشند، فضا اصیلتر به نظر میرسد.
.
نمونههای مشهور از فضاهای داخلی وینتیج در جهان
در سراسر جهان، فضاهای داخلی بسیاری را میتوان یافت که یا به طور تاریخی حفظ و نگهداری شدهاند و یا توسط طراحان معاصر با الهام از سبک وینتیج خلق شدهاند. این فضاها به عنوان منابع الهام ارزشمندی برای درک زیباییشناسی وینتیج شناخته میشوند. در ادامه چند نمونه برجسته جهانی از طراحی داخلی وینتیج را بررسی میکنیم:
۱. رستوران ماکسیم (Maxim’s) در پاریس – شاهکار سبک آر نوو (Art Nouveau):
یکی از مشهورترین مکانهایی که روح یک دوره تاریخی را در خود محفوظ داشته، رستوران ماکسیم در پاریس است. این رستوران که در سال ۱۸۹۳ تاسیس و برای نمایشگاه جهانی ۱۹۰۰ بازسازی شد، به یک مظهر طراحی داخلی بلاِپوکه و آر نوو بدل گردید. فضای داخلی ماکسیم با خطوط منحنی چشمنواز، نقشونگارهای الهامگرفته از طبیعت و رنگهای غنی و گرم تزئین شده است که الگویی استاندارد برای طراحی رستورانهای مجلل در اوایل قرن بیستم بهشمار میرفت.
جزئیاتی چون چوبکاریهای پرپیچوخم، پنجرهها و پنلهای شیشهای نقشدار (اثر صنعتگران مکتب هنر نو نظیر لویی ماجورل و امیل گاله) و نقاشیهای دیواری از پیکرهای اساطیری، فضایی مملو از تجمل و افسون عصر خود ایجاد کرده است. هنگامی که وارد سالن غذاخوری اصلی ماکسیم میشوید، انگار به گذشته سفر کردهاید؛ ترکیب مبلمان مخمل قرمز، آینههای قدی مزین و لوسترهای برنزی با نور ملایم، همچنان حس و حال میهمانیهای باشکوه دهه ۱۹۰۰ را زنده نگه داشته است. این فضا نشان میدهد چگونه یک طراحی داخلی وینتیج میتواند تجربهای چندحسی و فراموشنشدنی به وجود آورد، چنانکه بسیاری از مشتریان امروز ماکسیم نیز بیشتر برای دیدن دکور تاریخی خیرهکننده آن به آنجا میروند تا صرفاً غذا خوردن.

۲. هتل گرینبریر در ویرجینیای غربی – وینتیج به سبک هالیوود رژency:
گرینبریر یک اقامتگاه تفریحی افسانهای در آمریکا است که طراحی داخلی آن شهرت جهانی دارد. دکوراسیون داخلی این هتل در دهههای میانی قرن بیستم توسط طراح نامدار دوروتی درِیپر (Dorothy Draper) انجام گرفت. درِیپر با بهکارگیری رنگهای زنده و ترکیب جسورانه الگوهای تاریخی با مبلمان مدرن آن زمان، سبکی را ابداع کرد که امروز از آن با عنوان باروک مدرن یا هالیوود ریجنسی یاد میشود.
لابی و سالنهای گرینبریر مملو از نقشهای داماسک بزرگ، کفپوشهای شطرنجی سیاهوسفید، ستونها و گچبریهای کلاسیک در کنار مبلمان راحت مدرن هستند که نتیجهای درخشان پدید آورده است: فضایی همزمان لوکس، بازیگوش و نوستالژیک.
طراح با بهرهگیری از لوسترهای کریستال بلند، آیینههای قدی با قاب طلایی و پردههای پرنقشولعاب، شکوه کاخهای اروپایی را تداعی کرده و در عین حال با گذاشتن مبلها و صندلیهای مدرن و راحتی، آن تجمل را برای کاربری روزمره قابلاستفاده ساخته است. هتل گرینبریر نمونهای شاخص است از این که چگونه میتوان یک فضای عمومی بزرگ را با تم وینتیج طراحی کرد بهنحوی که هم جذابیت تاریخی داشته باشد و هم برای مهمان امروزی دلپذیر و راحت باقی بماند. طراحی درخشان دوروتی دریپر در این هتل چنان تأثیری داشت که وی را در زمان خود به عنوان “ذائقهسازترین فرد آمریکا” نامیدند و میراث طراحی او هنوز الهامبخش طراحان داخلی در سراسر جهان است.

.
۳. خانههای مدرن با چاشنی وینتیج – نمونهای در کالیفرنیا:
امروزه بسیاری از طراحان داخلی در پروژههای مسکونی معاصر، از عناصر وینتیج برای افزودن شخصیت و گرما بهره میگیرند. برای نمونه، در شمال کالیفرنیا طراحی داخلی یک خانه ویکتوریایی بازسازیشده به گونهای انجام شده که ترکیبی از سبک معاصر و جزئیات وینتیج را به نمایش میگذارد.
در یکی از حمامهای این خانه، طراح یک روشویی تروگ-شکل به سبک قدیمی با شیرهای وینتیج و کاغذدیواری طرحدار در سقف نصب کرده است که در کنار چراغهای آویز مدرن و دیوارهای پانلبندیشده سفید، فضایی حقیقتاً خاص و بیزمان ایجاد کرده است. این تلفیق حسابشده نشان میدهد چگونه میتوان تجهیزات معاصر (مانند نورپردازی مینیمال و رنگهای روشن) را با عناصر اصیل قدیمی (نظیر کاشیهای مترو، وان چدنی پایهدار یا آیینههای قدیمی) در یک فضای امروزی ترکیب کرد و نتیجهای جذاب گرفت.
در اتاقهای دیگر این پروژه نیز سبک غالب معاصر است اما جزییاتی مانند یک شومینه چدنی قدیمی، یک جفت صندلی راحتی دهه ۶۰ یا تابلوهای نقاشی عتیقه چنان هوشمندانه به کار رفتهاند که خانه را از یکدستی و سادگی بیش از حد خارج کرده و به آن عمق تاریخی دادهاند.
.
۴. کافهها و فضاهای تجاری وینتیج:
علاوه بر فضاهای مسکونی و بناهای تاریخی، بسیاری از کافهها، رستورانها و فروشگاهها در سراسر دنیا با تم وینتیج طراحی شدهاند تا حس نوستالژی و صمیمیت را به مشتریان منتقل کنند. برای مثال، کافیشاپهای سبک رترو که با مبلمان قدیمی دهه ۵۰ (صندلیهای چرمی قرمز، جعبه موسیقی jukebox، تابلوهای تبلیغاتی مینائی قدیمی) تزئین میشوند در آمریکا و اروپا طرفداران فراوانی دارند.
یک نمونه معروف، کافه King Tai در بروکلین نیویورک است که بار مرکزی آن یک پیشخوان چوبی بازسازیشده از دهه ۱۹۳۰ میباشد و کل فضا با عناصر آرتدکو وینتیج مزین شده است. این کافه با کاشیهای طرحدار کف، لامپهای کلاسیک و رنگهای گرم دیوار، تجربهای شبیه به سفر در زمان برای مشتریان فراهم میکند. همچنین فروشگاههای لباس و بوتیکهایی که دکور داخلی خود را با چمدانهای قدیمی، چرخ خیاطیهای آنتیک، کاغذدیواریهای کلاسیک و رگالهای آهنی قدیمی طراحی میکنند، به شکلدهی برند خود به عنوان فروشنده کالاهای اصیل و دارای heritage کمک میکنند.
در مجموع، فضاهای تجاری و هنری وقتی با تم وینتیج آراسته شوند، اغلب احساس راحتی، خاطرهانگیزی و کیفیت را در ذهن مخاطب تداعی میکنند و از این رو یک استراتژی طراحی محبوب بهشمار میروند.
.

.
طراحان، معماران و هنرمندان برجسته مرتبط با سبک وینتیج
سبک وینتیج بیش از آنکه به یک خالق یا هنرمند خاص منتسب باشد، حاصل تلاش جمعی چند نسل از طراحان، سازندگان مبلمان و معمارانی است که یا در زمان خود سبکآفرین بودهاند و یا در دورانهای بعد با ارجاع به گذشته، این سبک را ترویج کردهاند. در این بخش برخی از چهرههای شاخص (تاریخی و معاصر) که نامشان با زیباییشناسی وینتیج گره خورده است را معرفی میکنیم:
-
دوروتی دریپر (Dorothy Draper): همانطور که پیشتر اشاره شد، دوروتی دریپر یکی از پیشگامان طراحی داخلی در قرن بیستم بود که از ۱۹۲۵ تا ۱۹۶۰ در آمریکا چهرهای بسیار تاثیرگذار بهشمار میرفت. او با سبک خاص خود که ترکیبی از شکوه کلاسیک اروپایی و سرزندگی رنگها و الگوهای مدرن بود، راه را برای محبوبیت طراحیهای وینتیج-مانند در هتلها، رستورانها و فضاهای تجاری هموار کرد. دریپر با پروژههایی نظیر هتل گرینبریر و آپارتمانهای مجلل نیویورک، نشان داد که چگونه میتوان اصول زیباییشناسی کلاسیک (مانند تقارن، جزئیات باروک و مبلمان آنتیک) را با حس معاصر تلفیق کرد و فضایی آفرید که در برابر گذر زمان جذابیت خود را حفظ کند. تاثیر دریپر بر ترویج سبک وینتیج غیرقابلانکار است؛ او عملاً اولین کسی بود که طراح را به مثابه یک بیانیه سبک زندگی و سرگرمی در مقیاس وسیع مطرح کرد و سیطره ذائقهاش چنان بود که مجلات آن دوره لقب «تعیینکننده سلیقه ملی» به او دادند. پس از او، شاگردش کارلتون وارنی (Carleton Varney) نیز میراث وی را ادامه داد و عناصر وینتیج را در پروژههای معاصر بسیاری بهکار گرفت.
-
طراحان مبلمان اواسط قرن (Mid-Century) و مدرن کلاسیک: بخش بزرگی از جذابیت سبک وینتیج امروز، مدیون طراحان و معماران دهههای ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ است که قطعات مبلمان و عناصر دکوراتیوی خلق کردند که اکنون به عنوان آیکونهای طراحی قرن بیستم شناخته میشوند. این قطعات در زمان خود پیشرو بودند اما امروز جزو گنجینههای وینتیج به حساب میآیند. برای مثال، چارلز و ری ایمز (Charles & Ray Eames) زوج طراح افسانهای، صندلیها و میزهایی با فرمهای بدیع و ارگونومیک طراحی کردند (نظیر صندلی معروف لانج در ۱۹۵۶) که اکنون در دکورهای وینتیج و رترو بسیار بهکار میروند. همچنین ایرو سارینن (Eero Saarinen) معمار و طراح فنلاندی-آمریکایی، با طراحی صندلی و میزهای تولیپ (پایه مرکزی جامشکل) و صندلی راحتی رحم (Womb Chair) در دهه ۵۰، اثاثیهای را پدید آورد که هماکنون به عنوان قطعات وینتیج گرانبها در خانهها و نمایشگاهها خودنمایی میکنند. از دیگر نامهای بزرگ میتوان به جورج نلسون (George Nelson) (طراح نیمکت معروف و ساعتهای مدرن)، هری برتویا (Harry Bertoia)، آرن جاکوبسن (Arne Jacobsen) و پاول ایبسن هنینگسن (طراح نورپردازیهای کلاسیک) اشاره کرد. آثار این طراحان از آن جهت مهماند که نشان میدهند وینتیج لزوماً مترادف سبک سنتی و کهنه نیست، بلکه شامل طراحیهای مدرنی میشود که محک زمان را پس دادهاند و امروز به عنوان کلاسیکهای ارزشمند تلقی میشوند. حضور یک صندلی ایمز، چراغ رومیزی آرتیچوک از جاکوبسن یا ساعت خورشیدی نلسون در یک چیدمان، فوراً به فضا شخصیت وینتیج-مدرن میبخشد.
-
هنرمندان جنبشهای تاریخی: اگر به گذشته دورتر بنگریم، بسیاری از هنرمندان و طراحان اوایل قرن بیستم الهامبخش موج وینتیج بودهاند. برای نمونه، در جنبش آرتنوو افراد سرشناسی چون ویکتور هورتا، هکتور گیمار، آلفونس موخا و چارلز رنی مکینتاش با طراحیهای نوآورانهشان در معماری، گرافیک و مبلمان، میراثی برجا گذاشتند که بخش مهمی از زیباییشناسی وینتیج را تشکیل میدهد. یا در دکوراسیون ویکتوریایی اواخر قرن ۱۹، ویلیام موریس (William Morris) و همراهانش در جنبش هنرها و صنایع دستی (Arts & Crafts) با تاکید بر الگوهای غنی گلدار، پارچههای دستبافت و کیفیت ساخت بالا، تاثیر شگرفی بر آنچه ما امروز جذابیتهای قدیمی تلقی میکنیم گذاشتند. به بیان دیگر، وینتیج تنها حاصل کار طراحان معاصر نیست که به گذشته نگاه کردهاند، بلکه نتیجه زنده ماندن آثار استادانی است که دههها و سدهها پیش زیبا طراحی کردهاند و این زیبایی از مد نیفتاده است.
-
طراحان داخلی معاصر با رویکرد وینتیج: در دوران کنونی نیز نامهای فراوانی هستند که به خاطر بهکارگیری ماهرانه عناصر وینتیج در پروژههایشان شناخته شدهاند. از جمله میتوان به امیلی هندرسون (Emily Henderson) در آمریکا اشاره کرد که سبک طراحی او ترکیبی از وینتیج و مدرن است و در رسانهها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. همچنین کیت پیرس (Kate Pearce) که یک طراح و استایلیست خودخوانده “شیفته وینتیج” است و روندهای محبوبی مانند بازگشت کاغذدیواریهای طرحدار و عناصر نئوکلاسیک را مدتها قبل پیشبینی کرد. طراحانی مانند جاناتان ادلر (Jonathan Adler) با الهام از فضای رتروی دهه ۶۰ و ۷۰ در کارهایشان، یا نبیه جهان (Nebihe Cihan) که پروژههای لوکس در لندن و نیویورک را با تلفیق هنر مدرن و المانهای کلاسیک طراحی میکند، همگی نشان میدهند که زیباییشناسی وینتیج در دنیای حرفهای امروز زنده و پویاست. این طراحان میدانند که حضور یک تابلوی نقاشی قدیمی، یک فرش عتیقه یا یک کاناپه چلستر فیلد کلاسیک در کنار خطوط مینیمال معماری مدرن، چگونه فضا را متمایز و غنی میکند.
در مجموع، سبک وینتیج میراث مشترک طراحان بسیاری از ادوار مختلف است و نمیتوان آن را تنها به چند نام محدود کرد. آنچه مهم است، درک فلسفهی زیربنایی این سبک توسط طراح معاصر است: احترام به گذشته و اصالت، و توانایی آمیختن آن با نیازهای زندگی امروز.
.

.
تأثیرات فرهنگی، تاریخی و اجتماعی سبک وینتیج
محبوبیت پایدار سبک وینتیج در طراحی داخلی را میتوان از منظر فرهنگی و اجتماعی نیز تحلیل کرد. این سبک چیزی فراتر از یک سلیقه بصری است؛ بلکه بازتابی از گرایشهای عاطفی و ارزشهای اجتماعی در دورههای مختلف محسوب میشود. در اینجا به برخی از مهمترین تاثیرات و جنبههای فرهنگی-تاریخی مرتبط با سبک وینتیج میپردازیم:
-
نوستالژی و حس تعلق به گذشته: بیتردید یکی از دلایل اصلی رواج وینتیج در دکوراسیون، قدرت آن در برانگیختن حس نوستالژی است. انسانها به طور طبیعی به اشیاء و محیطهایی که آنها را به یاد دوران خوش گذشته میاندازند، دلبستگی عاطفی پیدا میکنند. یک رادیوی لامپی قدیمی میتواند خاطرات کودکی نزد پدربزرگ را زنده کند یا میز ناهارخوری قدیمی ممکن است یادآور دورهمیهای خانوادگی باشد. در سطحی کلانتر، نسلهای جدیدتر که خود آن دوران را تجربه نکردهاند نیز گاه با نوستالژی به گذشته مینگرند – مثلاً بسیاری از دهه هشتادیها و نودیها شیفته مُد، موسیقی و دکور دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی شدهاند و این امر در محبوبیت وینتیج نقش داشته است. سبک وینتیج با فراهم کردن محملی عینی برای نوستالژی (از طریق بازنمایی گذشته در فضای زندگی کنونی) یک نیاز روانشناختی را تامین میکند؛ به ویژه در دنیای پُرشتاب و فناوریزده امروز، حس کردن قسمتی از سادگی و صمیمیت گذشته در خانه باعث آرامش خاطر ساکنان میشود.
.

.
-
پایداری و دغدغههای زیستمحیطی: در سالهای اخیر، همزمان با اوجگیری نگرانیها درباره محیط زیست و تولید انبوه زباله، رویکرد «مصرف مجدد» در طراحی داخلی اهمیت زیادی یافته است. سبک وینتیج به طور طبیعی با این رویکرد همسو است، چرا که استفاده از مبلمان و اقلام قدیمی یا احیای آنها را تشویق میکند. بسیاری از افرادی که امروز به سراغ دکور وینتیج میروند، از این واقعیت لذت میبرند که خانهشان با وسایلی چیده شده که شاید دههها عمر کردهاند و به جای دور ریختهشدن، مجدداً به کار گرفته شدهاند. این کار علاوه بر صرفهجویی اقتصادی، به کاهش تولید ضایعات و مصرف منابع جدید کمک میکند. به بیان دیگر، یک صندلی چوبی دهه ۱۹۵۰ که با کمی تعمیر و تغییر روکش دوباره در اتاق نشیمن قرار میگیرد، نمونهای از upcycling (ارتقای محصول دورریختنی به شیء ارزشمند) است که امروزه یک ارزش تلقی میشود. حتی بسیاری از طراحان داخلی اکنون به ملاحظات محیطزیستی پروژههای خود توجه دارند و با گنجاندن قطعات وینتیج در دکور، در جهت طراحی پایدار گام برمیدارند.
.

.
- اعتراض به یکنواختی دنیای مدرن و تولید انبوه: از منظر جامعهشناختی، اقبال به سبک وینتیج را میتوان نوعی واکنش در برابر یکسانسازی فرهنگی و مادی دانست. در جهانی که فروشگاههای زنجیرهای بزرگ، مبلمان و لوازم یکشکل و استاندارد (و بعضاً کمکیفیت) به بازار عرضه میکنند، عدهای به دنبال راهی برای تمایز بخشیدن به فضای زندگی خود هستند. وینتیج این امکان را فراهم میکند؛ زیرا هر قطعه قدیمی داستان و شخصیت خاص خود را دارد و به سختی میتوان دو خانه وینتیج کاملاً مشابه یافت. همچنین کیفیت ساخت بسیاری از اشیاء قدیمی بالاست و پس از دهها سال هنوز زیبا و مستحکم باقی ماندهاند، در حالی که برخی تولیدات انبوه امروزی چنین نیستند. در نتیجه، روی آوردن به دکور وینتیج تا حدی نشاندهنده ارزشگذاری بر صنایع دستی و کیفیت ساخت گذشته در برابر مصنوعات صنعتی یکبارمصرف کنونی است. از جنبه زیباییشناختی نیز، وینتیج کمک میکند تا فضای خانه از حالوهوای مینیمال و ساده بیرون بیاید و لایههای بصری متنوعتری پیدا کند.
.

.
-
تاثیر فرهنگ و هنر عامه (Pop Culture): نقش فیلمها، سریالها و موسیقی را در احیای محبوبیت سبکهای گذشته نباید از نظر دور داشت. برای مثال، موفقیت سریالهایی همچون «مد مِن» (Mad Men) که با دقت تمام جزئیات دکوراسیون دهه ۱۹۶۰ را بازسازی کرده بود، موجی از علاقه به مبلمان وینتیج میانه قرن در بین مخاطبان جوان ایجاد کرد. یا فیلمهای مشهوری که در فضایی با طراحی آرت دکو یا ویکتوریایی رخ میدهند (مانند گتسبی بزرگ برای آرت دکو)، باعث میشوند افراد زیادی شیفته آن سبکها شوند و بخواهند بخشی از آن را در خانه خود بازآفرینی کنند. صنعت مد نیز بیتاثیر نیست؛ زمانی که لباسهای وینتیج یا رترو ترند میشوند، معمولاً دکور خانههای متناسب با آنها هم رواج مییابد. اینگونه، فرهنگ عامه تغییر ذائقه در طراحی داخلی را رقم میزند و نوستالژی را تقویت میکند.
.

.
- حفظ میراث فرهنگی و هویت: در برخی جوامع، گرایش به وینتیج بخشی از تلاش برای حفظ میراث فرهنگی است. مثلاً در بریتانیا، نگهداری دکوراسیون اصیل خانههای دوره جورجین یا ویکتورین یک ارزش تلقی میشود و حتی دولت و بنیادهای حفاظتی مردم را به مرمت و استفاده از مصالح و سبکهای سنتی تشویق میکنند. در فرانسه، زیباییشناسی بِلاِپوکه و آرتنوو جزوی از هویت هنری کشور بهشمار میرود که در کافهها و هتلهای قدیمی پاریس هنوز زنده است. در کشورهای آسیایی نیز، بازگشت به تزیینات سنتی (مثلاً طرحهای دهه ۳۰ شانگهای یا معماری استعماری هندی) بخشی از روند کلی احیای گذشته برای تقویت هویت ملی است. بنابراین وینتیج میتواند وجهی فرهنگی-هویتی هم داشته باشد، به این معنا که مردم با بازسازی الگوهای دکور اجداد خود، پلی با گذشته فرهنگیشان برقرار میکنند.
.

.
تفاوت سبک وینتیج با سبکهای مشابه (نظیر رترو)
اغلب، اصطلاحات وینتیج و رترو به جای یکدیگر به کار میروند یا مرز بین آنها در گفتگوهای روزمره مبهم است. با این حال در ادبیات تخصصی طراحی داخلی، میان این دو تفاوتهایی وجود دارد. در این بخش، به مقایسه مختصر سبک وینتیج با سبک رترو و تمایزات کلیدی آنها میپردازیم:
وینتیج (Vintage): همانطور که گفته شد، وینتیج به بازآفرینی فضای داخلی بر اساس یک دوره تاریخی مشخص (یا ترکیبی هماهنگ از چند دوره) اطلاق میشود. در طراحی وینتیج تاکید بر اصالت و تاریخیبودن عناصر است؛ به این معنی که یا از قطعات و لوازم اصل مربوط به همان دورهها استفاده میشود یا از نظر شکل و ظاهر کاملاً شبیه به نمونههای قدیمی ساخته شدهاند. وینتیج معمولاً دقت به جزئیات تاریخی دارد و مثلا اگر قرار است فضایی به سبک دهه ۱۹۲۰ طراحی شود، طراح تلاش میکند رنگها، بافتها، مبلمان و حتی تزئینات دیوار کاملاً منطبق با روح آن زمان انتخاب شوند.
به عبارتی دیگر، هدف وینتیج بازسازی تا حد امکان وفادارانه یک فضای تاریخی است – مثل اینکه صحنه یک فیلم تاریخی را در خانه خود خلق کنیم. البته طراحان ممکن است قطعات مربوط به چند دهه مختلف را ترکیب کنند (مثلاً دهه ۳۰ و ۵۰)، اما باز هم سعی میشود این ترکیب دارای نوعی هارمونی و نگاه موزهای باشد، یعنی هر چیز هویت خود را حفظ کند و تقلید دقیق یک سبک مشخص باشد. پالت رنگ در وینتیج وابسته به دوره انتخابی است (ملایم برای اوایل قرن، خاکی و خاکستری برای دوره جنگ، تند و خاکی برای دهه ۷۰ و غیره) و به طور کلی تُنالیتههای آرام یا کلاسیک غالب هستند.
رترو (Retro): کلمه رترو در اصل مخفف Retrospective (نگاه به گذشته) است و در طراحی داخلی اشاره به سبکی دارد که به الهامات نوستالژیک از گذشتههای نهچندان دور میپردازد. معمولاً رترو به دهههای میانی تا اواخر قرن بیستم (حدود ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰) گفته میشود. اما تفاوت مهم رترو با وینتیج در این است که رترو لزوماً بر اصالت و بازسازی دقیق تاریخی تمرکز ندارد، بلکه بیشتر بر حالوهوای سرگرمکننده و خاطرهانگیز گذشته تاکید میکند. در فضاهای رترو طراحان آزادانهتر عمل میکنند؛ ممکن است از رنگهای بسیار جیغ و بولد (مثل نارنجی سوخته، سبز آووکادو، زرد خردلی) در کنار طرحهای گرافیکی و هندسی برجسته بهره بگیرند که همگی یادآور فرهنگ پاپ دهه ۶۰ و ۷۰ است.
رترو اغلب جنبه فانتزی و بازیگوشی دارد – برای مثال یک یخچال جدید اما به شکل دهه ۵۰، یا کاغذدیواری چاپی پر از اشکال هندسی دهه ۷۰ که در واقع محصول تولید امروزی است. بدین ترتیب، در رترو بیشتر با برداشت آزاد از گذشته روبرو هستیم تا بازآفرینی موزهای.
از نظر مبلمان و لوازم نیز، رترو میتواند شامل ترکیب قطعات قدیمی و جدید باشد. مثلا یک مبل مدرن با پارچهای که طرح آن الهام گرفته از دهه ۶۰ است در کنار یک میز قهوهخوری اصل قدیمی قرار میگیرد. یا ممکن است کل وسایل عمداً جدید اما به سبک قدیم ساخته شده باشند (که در این صورت گاهی به آنها Reproduction Retro میگویند).
رترو همچنین به ارجاعات فرهنگ عامه علاقهمند است: نصب پوسترهای فیلمهای قدیمی، تابلوهای تبلیغاتی وینتیج، استفاده تزئینی از اشیائی مانند صفحه گرامافون، کاست و تلویزیونهای کوچک قدیمی، همه در فضای رترو رایج است. رترو نسبت به وینتیج رسمیت کمتری دارد و میتواند تا حدی ترکیب فکاهی و اغراقآمیز از عناصر گذشته باشد (مثلاً یک اتاق نشیمن با تم تماماً دهه ۷۰ از فرش پرزبلند گرفته تا مبل بادی و چراغ گدازهای). در حالی که وینتیج بیشتر به دنبال ظرافت کلاسیک و وقار نوستالژیک است، رترو میخواهد هیجان و انرژی نوستالژی پاپ را القا کند.
به طور خلاصه، میتوان گفت وینتیج بازآفرینی گذشته است و رترو بازی با گذشته. هر دو سبک از تاریخ الهام میگیرند ولی یکی میخواهد اصیل و آنتیک به نظر برسد و دیگری میخواهد خاطرهانگیز، سرزنده و گاهی هم فانتزی جلوه کند. البته در عمل مرز این دو کاملاً سیال است و بسیاری از فضاهای داخلی ترکیبی از هر دو رویکرد را دارند؛ مثلاً یک خانه ممکن است عمدتاً وینتیج چیده شده باشد اما در اتاق سرگرمی خود چیدمانی رترو (با میز فوتبالدستی قدیمی، پوسترهای پینآپ دهه ۵۰ و نوشابهساز عتیقه) داشته باشد.
.

.
کاربردهای سبک وینتیج در انواع فضاها
سبک وینتیج در طراحی داخلی به دلیل انعطافپذیری و جذابیت بصری خود، در انواع کاربریهای فضایی قابل پیادهسازی است. در ادامه، چند حوزه عمده و نحوه بهکارگیری وینتیج در آنها را بررسی میکنیم:
-
فضاهای مسکونی (خانهها و آپارتمانها): خانههای مسکونی متداولترین بستر نمایش سبک وینتیج هستند. در دکوراسیون مسکونی، وینتیج میتواند از یک اتاق خاص (مثلاً اتاق نشیمن یا اتاق خواب) تا کل منزل را در بر بگیرد. برخی خانوادهها ممکن است میراث خانوادگی یا لوازم آنتیک داشته باشند و بخواهند آنها را در چیدمان بگنجانند؛ سبک وینتیج بهترین چارچوب برای این کار است. برای مثال، در یک نشیمن وینتیج معمولاً کاناپهها و صندلیهای راحتی با طراحی کلاسیک (چسترفیلد، وینگبک و غیره)، یک میز جلو مبلی چوبی قدیمی، فرشی شرقی دستباف و چند آباژور شیددار میتواند فضا را شکل دهد. دیوارها را میتوان با تابلوهای نقاشی قدیمی یا عکسهای خانوادگی سياهوسفید تزئین کرد و قفسه کتاب را با کتابهای جلدچرمی و اشیاء کلکسیونی چید. در آشپزخانههای وینتیج نیز کابینتها غالباً طرح کلاسیک (پنلدار) و رنگآمیزی ملایم دارند و ممکن است از لوازم مدرن با طرح بدنه رترو (مثل یخچال و اجاق گاز طرح دهه ۵۰) استفاده شود. اتاق خواب وینتیج میتواند شامل تخت چوبی با تاج منبت، روتختیهای طرح گلهای ریز، میز آرایش آینهدار کلاسیک و چراغ خوابهای آنتیک باشد. ویژگی مهم در فضاهای مسکونی وینتیج، ایجاد حس راحتی و زندگی است – خانه نباید شبیه موزه شود، بلکه باید قابل استفاده و گرم بماند. ترکیب چند وسیله مدرن ساده (مانند یک مبل مدرن تکرنگ یا میز تلویزیون جدید) با انبوه وسایل قدیمی اشکالی ندارد و حتی میتواند به تعادل و کارایی فضا کمک کند. بسیاری از طراحان به مشتریان خود توصیه میکنند که برای داشتن خانهای وینتیج و در عین حال کاربردی، یک قطعه مبلمان شاخص وینتیج را محور طراحی قرار دهند و باقی وسایل را حول آن گزینش کنند. در خانههای شهری کوچک، حتی وجود یک گوشه دنج با صندلی راحتی قدیمی، یک چراغ ایستاده کلاسیک و یک قفسه پر از صفحات موسیقی وینیل میتواند فضای وینتیج مطلوبی خلق کند بدون آنکه تمام خانه به این سبک باشد.
.

.
-
فضاهای تجاری و مهماننوازی (رستورانها، کافهها، هتلها): همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، امروزه بهرهگیری از المانهای وینتیج در طراحی فضاهای تجاری بسیار رایج است. دلیل آن هم روشن است: وینتیج به فضا شخصیت و تمایز میبخشد و مشتری با قدم گذاشتن به داخل چنین محیطی، تجربهای بهیادماندنی کسب میکند. برای مثال، یک کافه با دکور وینتیج میتواند از میز و صندلیهای چوبی کلاسیک، دیوارهای آجری یا رنگروغنی قدیمی، قفسههای پر از اشیاء آنتیک (دوربین قدیمی، رادیو، کتابهای کهنه) و نورپردازی گرم استفاده کند تا محیطی صمیمی و متفاوت از کافههای مدرن مینیمال به وجود آورد. موسیقی قدیمی ملایم در پسزمینه نیز چنین فضایی را تکمیل میکند. در رستورانها، بسته به نوع آشپزی و تم، میتوان از سبک وینتیج بهره گرفت؛ رستورانی با غذای خانگی شاید دکور دهه ۵۰ را برگزیند (چیدمانی شبیه آشپزخانه مادربزرگها)، یا یک رستوران مجلل فرانسوی فضای خود را به سبک Belle Époque تزئین کند تا کیفیت تاریخی غذاها را تداعی نماید. هتلهای بوتیک حوزه دیگری هستند که در آنها سبک وینتیج بسیار محبوب است. بسیاری از هتلهای کوچک و تاریخی با مرمت ساختمانهای قدیمی و چیدمان اتاقها با مبلمان آنتیک، تجربهای به میهمانان ارائه میدهند که کاملاً با هتلهای زنجیرهای مدرن فرق دارد. حتی هتلهای جدید نیز گاه عمداً طراحی داخلی خود را رترو-وینتیج انجام میدهند تا حس نوستالژی و شکوه دوران گذشته را در ذهن مسافر برانگیزند. به عنوان نمونه، لابی هتل ممکن است با کاشیکاریهای قدیمی، میز پذیرشی از چوب بلوط قدیمی و لوسترهای کلاسیک طراحی شود در حالی که امکانات پشت صحنه کاملاً مدرن است. در مجموع، در صنعت مهماننوازی سبک وینتیج ابزاری قدرتمند برای برانگیختن احساسات مثبت و ایجاد تمایز رقابتی محسوب میشود.
.

.
-
فضاهای کاری و فرهنگی (دفاتر، گالریها، فروشگاههای هنری): هرچند دفاتر اداری معمولاً با سبکهای مدرن و مینیمال طراحی میشوند، اما در برخی فضاهای کاری خلاقانه مثل آژانسهای هنری، استودیوهای طراحی یا دفاتر استارتاپهای خاص، استفاده از عناصر وینتیج جهت ایجاد محیطی الهامبخش رواج یافته است. بهکارگیری چند تابلوی هنری قدیمی، مبلمان اداری رترو (مثلاً میز تحریرهای قدیمی فلزی، فایلهای کشویی و چراغهای بانکدار) و فرش یا پرده کلاسیک میتواند یک دفتر کار خشک را به فضایی با هویت و روح تبدیل کند که کارکنان در آن احساس بهتری دارند. در گالریها و فروشگاههای هنری یا صنایع دستی نیز، دکور وینتیج به عنوان پسزمینهای هنرمندانه برای نمایش آثار عمل میکند. قفسههای چوبی قدیمی، مانکنهای عتیقه برای نمایش لباسهای طراحیشده، یا حتی یک دیوار که پر از قابهای قدیمی متنوع است، به فروشگاه هنر حس گالری شخصی میدهد. برخی کتابفروشیها و فروشگاههای صفحه موسیقی نیز عمداً فضای داخلی خود را وینتیج نگه میدارند تا مشتریان با ورود، حس ورود به دنیای متفاوتی را تجربه کنند که با فضای بیرون مغایر است و آنها را به گشتوگذار ترغیب میکند.
.

.
در پایان باید تاکید کرد که کاربرد سبک وینتیج در طراحی داخلی محدود به مثالهای فوق نیست. هر فضایی – چه یک آپارتمان نقلی شهری و چه یک ویلای بزرگ روستایی – با هر کاربریای میتواند بسته به سلیقه صاحب آن به درجاتی از المانهای وینتیج بهره بگیرد. مهم شناخت درست این سبک و ایجاد تعادل بین گذشته و حال است؛ چیزی که یک طراح مجرب با مطالعه دقیق و خلاقیت خود به آن دست مییابد. سبک وینتیج در طراحی داخلی به ما یادآوری میکند که زیبایی طراحی داخلی فراتر از زمان است و ترکیب گذشته و حال میتواند محیطهایی بیافریند که تا سالیان سال روحنواز و خاطرهانگیز باقی بمانند.
.

.
سبک وینتیج در طراحی داخلی، پلی است میان گذشتههای دور و زندگی امروز. این سبک با احیای جلوههای زیبای تاریخ در بطن فضای معاصر، امکانی برای تجربه نوستالژی، اصالت و هنر در محیط زندگی ما فراهم میکند. از خلال بررسی تاریخچه وینتیج، دیدیم که چگونه تغییرات اجتماعی و فرهنگی در هر دوره به شکلی در این سبک متبلور شده است؛ وینتیج هم روایتگر داستانهایی از روزگار سپریشده است و هم پاسخی به نیازهای احساسی و زیباییشناختی دنیای مدرن.
ویژگیهای بصری و متریالهای این سبک نشان میدهند که سادگی و راحتی مدرن میتواند دست در دست ظرافت و جزئیات کلاسیک بگذارد و نتیجهای ماندگار خلق کند. نمونههای برجسته جهانی – از رستورانهای مجلل گرفته تا خانههای فروتن روستایی – گواه آناند که جذابیت وینتیج مرز نمیشناسد و به فرهنگهای مختلف معنا میبخشد. طراحان بزرگی چه در گذشته و چه امروز، با عشق به اصالت و خلاقیت در ترکیب عناصر قدیم و جدید، این سبک را غنا بخشیدهاند. سرانجام، بررسیها نشان داد که وینتیج نه تنها یک استایل دکوراسیون، بلکه بازتابی از نگرشهای فرهنگی (نوستالژی، پایداری، هویت) و حتی رویکردی فلسفی به مفهوم زیبایی است.
برای یک معمار یا طراح داخلی، تسلط بر سبک وینتیج به منزله در اختیار داشتن یک جعبهابزار سرشار از ایدهها و امکانات است؛ چرا که میتواند با بهرهگیری از گنجینه تاریخ، فضاهایی بیافریند که حاصل تلفیق بهترینهای گذشته و حال هستند. چنین فضاهایی به قول معروف روح دارند – روح زمانههای گوناگون که در کالبد امروز دمیده شده است. سبک وینتیج با تمام تنوع و چندوجهی بودنش، نشان میدهد که در دنیای طراحی داخلی، بعضی چیزها هرگز از مد نمیافتند؛ چرا که ریشه در خاطرات، عواطف و زیباییهای ابدی انسان دارند.
.
.
جهت دسترسی به مطالب بیشتر، به این صفحه از سایت مراجعه کنید.
جهت دسترسی به کتب مرتبط با طراحی داخلی، به این سایت مراجع کنید.