سبک پستمدرن در طراحی داخلی را میتوان واکنشی انتقادی به مدرنیسم دانست. در ادبیات علمی، معمولاً سبک پستمدرن در طراحی داخلی را ادامه و فراتر رفتن از مدرنیسم میدانند. به عبارت دیگر، سبک پستمدرن در طراحی داخلی نقدی بر محدودیتهای مدرنیسم است و فضاهای داخلی را با زبانی بازیگوش، متنوع و اغلب طعنهآمیز تعریف میکند.
ویژگی بارز طراحی پستمدرن، تلفیق آثار تاریخی با فرمها و رنگهای جدید است؛ طراحان پستمدرن از ارجاعات تاریخی و عناصر نمادین در کنار رنگهای جسورانه و مبلمان متنوع بهره میگیرند تا فضایی پویاتر ایجاد کنند. به زبان دیگر، برخلاف سادگی خشک مدرنیسم، طراحی سبک پستمدرن در طراحی داخلی فضا را با تضادها و الگوهای گرافیکی رنگین غنا میبخشد و تنوع را برجسته میسازد.

تاریخچه پستمدرنیسم در طراحی داخلی
ریشههای پستمدرنیسم به دهههای میانی قرن بیستم بازمیگردد، اما ظهور آن در طراحی داخلی با تغییر نگرش نسبت به ایدهآلهای مدرنیسم گره خورده است. مدرنیسم که در اوایل قرن بیستم، با اصولی مانند عملکردگرایی، سادگی، و حذف تزئینات ظهور کرد، پس از جنگ جهانی دوم به سبک غالب در معماری و طراحی بدل شد. اما این سبک بهتدریج به دلیل یکنواختی، بیهویتی فرهنگی، و بیتوجهی به زمینه تاریخی، مورد انتقاد قرار گرفت.
در این بستر، جنبش پستمدرن بهعنوان پاسخی منتقدانه به محدودیتهای مدرنیسم، از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی شکل گرفت و طراحی داخلی را نیز تحت تأثیر قرار داد. یکی از شخصیتهای کلیدی این جریان، رابرت ونچویری (Robert Venturi) بود. او در کتاب معروف خود “Complexity and Contradiction in Architecture” (1966) با دفاع از پیچیدگی، تناقض و اشارههای تاریخی در طراحی، سنگبنای نظری طراحی پستمدرن را بنا نهاد. جمله مشهور او «کمتر، کسلکننده است» (Less is a bore)، طعنهای مستقیم به شعار مینیمالیستی مدرنیسم «کمتر، بیشتر است» (Less is more) بود.
از دهه ۱۹۷۰، پستمدرنیسم وارد فضاهای داخلی شد؛ نخست از طریق معمارانی چون چارلز مور (Charles Moore) که در پروژههایی مانند Piazza d’Italia در نیواورلئان، از نمادهای کلاسیک با رنگها و مواد معاصر استفاده کرد. مور به دلیل استفاده از رنگهای شاد، فرمهای کلاسیک تحریفشده، و عناصر تزئینی در طراحی فضاهای داخلی شهرت یافت.
در دهه ۱۹۸۰، طراحان صنعتی و طراحان داخلی در اروپا و آمریکا، خصوصاً گروه ممفیس (Memphis Group) به رهبری اتوره سوتساس (Ettore Sottsass)، ایدههای پستمدرن را وارد عرصه مبلمان و لوازم دکوراتیو کردند. طراحیهای این گروه از رنگهای تند، فرمهای هندسی غریب، و ترکیب متریالهایی چون لمینت، پلاستیک و فلز بهره میگرفت. مبلمان تولیدشده توسط این گروه مانند کتابخانه Carlton، نه تنها عملکردگرایی را زیر سؤال میبرد، بلکه به نوعی بیانیه هنری بود.
دهه ۱۹۹۰، دوران بلوغ طراحی داخلی پستمدرن بود؛ در این دوره، بسیاری از پروژههای تجاری، هتلها و فروشگاهها به سبک پستمدرن طراحی شدند، با استفاده از سقفهای بلند، رنگهای متضاد، فرمهای تاریخی بازتولیدشده و فضاهای ترکیبی.

عوامل فرهنگی و فلسفی مؤثر بر پیدایش پستمدرنیسم
پستمدرنیسم فقط یک سبک طراحی نبود؛ بلکه بخشی از تحولی گستردهتر در عرصه فلسفه، هنر و فرهنگ بود. نویسندگانی چون ژان بودریار، لیوتار و دریدا، از گسست با «روایتهای کلان» و ارزشهای مطلق مدرنیستی دفاع کردند. این اندیشهها به طراحی داخلی نیز سرایت کرد و موجب شد فضاها بیشتر نمایانگر تجربه فردی، بازی با نمادها، و چندصدایی بودن باشند.
در طراحی داخلی، این بدان معنا بود که دیگر الزامی به تبعیت از فرمهای خشک و کارکردگرا وجود نداشت؛ بلکه طراح میتوانست آزادانه از تاریخ، فرهنگ عامه، سینما، هنرهای بومی و حتی کیچ (Kitsch) الهام بگیرد و فضاهایی «با هویت روایی» خلق کند.

ویژگیها سبک پستمدرن در طراحی داخلی
طراحی داخلی پستمدرن به وضوح با رنگهای زنده و ترکیبات متنوع شناخته میشود. معماری داخلی این سبک عموماً از پالتهای رنگارنگ، الگوهای گرافیکی چشمگیر و مبلمان متنوع استفاده میکند تا حس تنوع و فردیت را به فضا منتقل کند. برای مثال، بر خلاف یکنواختی فضای سفیدمدرنیستی، طراحان پستمدرن اغلب از رنگهای شاد برای مقابله با خستگی بصری استفاده میکنند.
همچنین به کارگیری مبلمان و دکوری با اشکال نامتقارن یا فرمهای منحنی (مانند میز یا صندلیهای غیرمعمول) امری رایج است. در این سبک، تزئینات معماری سنتی (مانند قوسهای کلاسیک، نقوش روی سطوح یا پرداختهای طلایی) بار دیگر و به شکلی اغراقشده ظاهر میشوند تا جلوهای دراماتیک و جذاب ایجاد کنند. بهمریختگی هنرمندانه یا تلفیق منابع مختلف (اعم از صنعتی، سنتی و حتی کودکانه) به وفور دیده میشود؛ به گونهای که گاهی ترکیب آزاد سبکها در یک فضا بهکار میرود. به طور خلاصه، سبک پستمدرن با استفاده از رنگهای جسورانه، مبلمان چشمگیر و عناصر تزئینی متنوع، فضایی پویا و انحصاری خلق میکند.

اصول طراحی سبک پستمدرن در طراحی داخلی
اصول حاکم بر طراحی سبک پستمدرن در طراحی داخلی به رویکرد آن نسبت به فرم، محتوا و زمینه اشاره دارد. به گفتهی معماریشناس رابرت استرن، سه اصل بنیادین پستمدرن عبارتند از «زمینهگرایی»، «اشارهپردازی (تداعی)» و «تزئینات». زمینهگرایی بدان معناست که طراحی داخلی باید با محیط پیرامون (چه از نظر طبیعی و چه فرهنگی) هماهنگ باشد.
طراحان پستمدرن به بافت فرهنگی و تاریخی محل اهمیت میدهند و در بخشهایی از کار خود تلاش میکنند آن را منعکس کنند. اصل اشارهپردازی یا تداعیگرایی بدین معناست که المانهای طراحی به صورت کنایهآمیز یا استعاری به نمادها و الگوهای فرهنگی گذشته اشاره کنند؛ برای مثال، ممکن است گوشههایی از معماری کلاسیک یا هنرهای محلی در دکوراسیون داخلی گنجانده شود.
اصل تزئینات نیز نشان میدهد که بر خلاف مدرنیسم، که تزئینات را حذف میکرد، در پستمدرن تزئینات مجدداً به کار گرفته میشود تا فضا جلوهی بصری بیشتری یابد. از سوی دیگر، در طراحی پستمدرن به کارایی مطلق فضای داخلی اهمیت کمتری داده میشود و در عوض بر ارزشهای نمادین و هنری فضای معماری تأکید میگردد. بهعبارت دیگر، طراحی پستمدرن ممکن است بخشهایی از کارکرد فضا را فدای جلوهی زیباییشناسانه و درونی کند تا پیوندی معنایی با تاریخ و فرهنگ محل برقرار سازد. این سه اصل (زمینهگرایی، تداعی و تزئینات) در کنار یکدیگر، چارچوب نظری پستمدرن در طراحی داخلی را شکل میدهند.

تأثیرات فرهنگی و اجتماعی سبک پستمدرن در طراحی داخلی
سبک پستمدرن در طراحی داخلی در فضای اجتماعی و فرهنگی ویژهای شکل گرفت و بر آنها تأثیر گذاشت. از یک سو، پستمدرن بازتابی است از دوران پساصنعتی و جهانیشدن؛ یعنی زمانی که جامعه بیشتر از گذشته با هویتهای گوناگون، رسانههای جمعی و بازارهای جهانی در همتنیده شد. در این شرایط، طراحان داخلی پستمدرن میتوانستند آزادانه از فرهنگهای مختلف و عناصر عامهپسند بهره گیرند. این سبک گرایش به برداشتهای چندفرهنگی دارد و نمونههای طراحی در آن اغلب ماهیتی جهانی یا نامتعارف پیدا میکنند.
از سوی دیگر، پستمدرن توجه ویژهای به تاریخ و زمینه محلی نیز دارد: چنانکه رابرت استرن میگوید در این رویکرد، جنبههای تاریخی و فرهنگی فضا اهمیت زیادی دارد و طراحان از نشانهها و استعارههای فرهنگی برای غنا بخشیدن به طرحهای خود استفاده میکنند. به بیان دیگر، فضای داخلی پستمدرن معمولاً از بازتاب هویت فرهنگی یک جامعه یا منطقه بهره میبرد. در مجموع، طراحی داخلی پستمدرن هم با شرایط اجتماعی جدیدی مانند هجوم رسانهها و تغییرات سریع فرهنگی و هم با بازنگری در میراث معماری و هنر گذشته درهم تنیده است؛ یعنی از یک سو طرفدار تنوع و فردگرایی است و از سوی دیگر احترام به بافت تاریخی را نیز در نظر دارد.

تفاوت سبک پستمدرن در طراحی داخلی با سبک مدرن
تفاوت سبک پستمدرن در طراحی داخلی با سبک مدرن در طراحی داخلی، اساساً در رویکرد به فرم و تزئینات است. در سبک مدرن، مبنای طراحی سادهگرایی، کارایی و حذف تزئینات اضافی بود. دیوارها و سقفها معمولاً سفید و صاف، مبلمان ساده و بیارائه تزئینات، و فضاها تابع قواعد منطقی و هندسی بهاصطلاح «فرم لخت» بودند. اما پستمدرن با این روایت رسمی مقابله کرد: در فضاسازی پستمدرن از رنگهای سرزنده و شکلهای پیچیده استفاده میشود و تزئیناتی شبیه طرحهای کلاسیک یا فرمهای هندسی غیرمتعارف در دکوراسیون بازمیگردند.
به عبارت دیگر، در حالی که مدرنیسم بر «تزئینگریزی» تأکید داشت، سبک پستمدرن راهی دقیقاً عکس را انتخاب میکند. در یک کلام، پستمدرن به عنوان واکنشی طعنهآمیز در برابر مینیمالیسم خشک مدرن پدید آمد؛ برای مثال، نویسندهای اشاره میکند که طراحی پستمدرن نوعی ضدحملهی «ساختارگرایانه و فاقد شخصیت»ی مدرنیسم است. این تضاد را میتوان در مقایسه با مدرنیسم «همهسفید» مشاهده کرد؛ پستمدرن همهچیز را رنگینکمانی میکند و تمایلی به محدود کردن خود به الگوهای شستهرفته ندارد.

نقدهای سبک پستمدرن در طراحی داخلی
گرچه سبک پستمدرن در طراحی داخلی طرفداران زیادی دارد، منتقدان هم کم از آن نگفتهاند. یکی از انتقادهای اصلی این است که طراحی پستمدرن گاهی بیش از حد به جلوههای بصری و تزئینات میپردازد و جنبههای کاربردی فضا را در درجه دوم قرار میدهد. بهعنوان مثال، رابرت استرن معتقد است که پستمدرن نسبت به مدرنیسم «کاربردگرایی» کمتری دارد و توجه بیشتری به بُعد نمادین و معنایی فضای معماری نشان میدهد. ب
رخی منتقدان این را مصداق صرفا خودنمایی میدانند. همچنین از آنجا که سبک پستمدرن تنوع و تضاد را در اولویت قرار میدهد، گاهی مطرح میکنند که این رویکرد ممکن است هماهنگی و انسجام فضایی را کاهش دهد. به عبارت دیگر، ترکیب آزادانهی سبکها و رنگهای متضاد میتواند به نظر برخی بینظم و فاقد منطق بیاید. برخی با لحن طنز میگویند پستمدرن بیش از حد «فریاد میزند» و کمتر دربارهٔ عملکرد و رفاه سکوت میکند. با این حال، هواداران پستمدرن معتقدند این نقدها اغلب از فهم نادرست ماهیت بازیگوشانه و پیچیده آن نشئت میگیرد. هر چند به طور کلی، میتوان گفت مهمترین نگرانی منتقدان در مورد پستمدرن کاهش کارایی یا انسجام عینی فضا به نفع جنبههای سمبولیک و فرمهای بدیع است.

سبک پستمدرن در طراحی داخلی با تاکید بر ترکیب آزاد سبکهای مختلف، رنگهای شاد و ارجاعات تاریخی بهعنوان دورهای متفاوت و غالباً جسورانه در طراحی داخلی شناخته میشود. این مکتب که واکنشی به محدودیتهای مدرنیسم بود، فضای داخلی را به عرصهای برای بیان فردیت و تنوع فرهنگی بدل کرد. مجموعه ویژگیها و اصول طراحی پستمدرن (نظیر زمینهگرایی، نقشپردازی و رنگآمیزی اغراقشده) باعث شد این سبک به شکلی ملموس با بافت فرهنگی و تاریخی هر مکان پیوند بخورد.
گرچه نقدهایی نیز بر پستمدرن وارد است، ارزش مطالعه و شناخت آن در درک سیر تحول تاریخی طراحی داخلی و تنوع رویکردهای معاصر واضح است. در مجموع، با وجود تغییرات و ترکیبپذیریاش، پستمدرن یکی از سبکهای تأثیرگذار پایان قرن بیستم در طراحی داخلی به شمار میآید.
جهت دسترسی به مطالب بیشتر، به این صفحه از سایت مراجعه کنید.
جهت دسترسی به کتب مرتبط با طراحی داخلی، به این سایت مراجع کنید.